أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

146

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

و بالغ گشت . خذاى - تعالى - حورى از بهشت 1693 بصورة آدمى ( 302 ) نزد آدم - عليه السّلم - فرستاذ ، نام او نزلة . هابيل چون بنزلة نگريست خاطرش ملتفت او شذ . خذاى - تعالى - بآدم وحى فرستاذ كى نزله را با هابيل نكاح كن . آدم نزله را بهابيل داذ . قابيل گفت : اى پذر ! نه من بزرگتر از هابيلم ؟ من اوليتر و سزاوارتر بوذم كى اين زن را با من نكاح كردتى 1694 . آدم گفت : اى پسر ! « إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ » 1695 قابيل گفت : اين حالت نه بفرمان خذا بوذ بلك تو به هوا و مراد خوذ كردى . آدم گفت : اگر مىخواهى كى ترا محقّق گردذ كى اين بفرمان خذاى - تعالى - كردم ، قرّبا قربانا ، هر يك از شما قرباني بياريذ ، قربان هر كس كى در محلّ قبول افتذ او به اين فضل سزاوارتر است . فرزندان از ايشان بوجود آمذند . ميان ايشان نكاح رفت . آن نكاح نكاح بنات العمّ بوذ . مصنّف كتاب گويذ : صاحب تفسير لباب 1696 در تفسير خوذ آورده است كى ثعلبى در تفسير اين قصه از صادق - عليه السّلم - روايت كرده است ، و هم او ميگويذ : امّا نزد من درين روايت ضعفى هست زيرا كى علماء امّت بران اجماع كرده‌اند كى آدم فرزندان را با يكديگر نكاح مىكرد الا دو فرزند كى با هم بيك شكم زاذه بوذندى ؛ ( 303 ) ديگر آنك اگر خواهر و براذر را با يكديگر نكاح نكردى نسل آدم منقطع شذى يا دخترانش بىشوهر بماندندى . ابن جريح گويذ : هميشه بنى آدم نكاح خواهران مىكردند تا چهار پذر بذين حالت بگذشت بعد از آن نكاح دختران عمّ مىكردند و نكاح خواهران برافتاذ . اين ملحد را نگر ! كى سخن صادق را - عليه السّلم - كى كفر و أباحت از آدم و فرزندان او نفى مىكنذ و برائت ساحت ايشان از آباء خوذ از رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بيان مىكنذ ، آن را ضعيف نام مىنهذ ، و اجماع اهل باطل را حق مىخوانذ ! آرى ! « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ » 1697 كار ايشانست و العجب كى بارى - تعالى - فرموذ كى « وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ » يعنى : خبر قابيل و هابيل به حق بخلق رسان ، و فرزند معصوم رسول از رسول به حق بخلق ميرسانذ و ملحدان بىدين قبول نمىكنند و حق را ضعيف و باطل مىخوانند و باطل را حقّ و قوى نام مىنهند ؛ كافران با رسول - عليه السّلم - همين مىگفتند : « إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ » 1698 ( 304 ) يعنى : ما پذران خوذ را بر بت پرستى يافتيم و ما در بت‌پرستى اقتدا بايشان مىكنيم ؛ ايشان تمسّك بإجماع باطل كردند ؛ اين قوم همچنين از ابتدا تا انتها بإجماع باطل تمسّك ساخته‌اند و خواهند ساخت تا وقت ظهور